دود
By omidane
اين دود كه مي رود به آسمان … از هيزم وجودم است …
بوي آتش … پيراهن مي شود در تنم … براي باد …
اين دود بايد مرا ببخشد … آخر از دوري اش هنوز زنده ام …
فقط مانده ام با اين خاكستر ها چه كار كنم … شما زيرسيگاري خالي داريد ؟
برچسبها: آتش, خاكستر, دود, سيگار
This entry was posted on آوریل 10, 2008 at 11:43 ب.ظ and is filed under روزنوشت. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed.
You can leave a response, or trackback from your own site.